تبلیغات
TBMA - مطالب مسائل زندگی
TBMA
GOOD LIFE

بدون شک کسب مهارتهای فردی برای برقراری ارتباط در هر زمینه ؛ کاری و ... ، الزامی است . اگر نمی توانید در مورد یک موضوع بحث را شروع کنید و یا بیش از حد خجالتی هستید ، اشکالی ندارد ! شما می توانید با بکارگیری یک سری از راهکارها ، بدون صرف وقت یا هزینه ، قدم به قدم پیش بروید . در اینجا به پیش نیازهای لازم برای هر شخص مسئول ، برای ایجاد یک رابطه و تثبیت آن اشاره شده است : 

ارتباط کلامی 

در روابط با مشتری داخلی و خارجی ، توانایی بیانی ساده، مختصر و انتقال مطالب و اطلاعات ضروری است .

اگر واقعا" می خواهید ارتباط کلامی خود را تقویت کنید ، خود را نبازید ، سخنرانی ،نوع زبان محاوره و نحوه ی ارائه مطلب تحت اختیار شماست ! ابتدا می توانید برای آگاهی بیشتر، از یک همکار معتمد در مورد موضوع گفتگو ، اطلاعاتی کسب کنید .  

رشته های فن بیان و دروس مربوطه دانشگاهی و پیش از آن ( دبیرستان ) ، در ارائه مطلب کمک مفیدی می کنند . برای ازبین بردن ترس روبرویی با جمعیت ، می توانید با خود تمرین کنید . امروزه بسیاری از مردم جهت بالابردن سطح مهارت سخنرانی خود به موسساتی همچون Toastmasters( موسسه ای آموزشی فن بیان ) مراجعه می کنند. 

چه در زمانی که شما با یک نفر صحبت میکنیدو چه در یک جمع ، کسب مهارت فن بیان بسیار مفید است . سمینارهای زیادی در مورد ارتباطات موثر ، ساختار رابطه و ارائه خدمات سرویس دهی به مشتری برگزار می شود . با دسترسی به این امکانات ، برای شروع و کسب راهکار جدید ایجاد ارتباط ، تنها کافی است که تصمیم بگیرید. 

ارتباط نوشتاری:

تقریبا" برای هر کاری ، توانایی ارائه مطالب بصورت نوشتاری و رعایت قواعد آن لازم است ، چرا که با رعایت این قواعد است که می توانیم منظور خود را بطور صحیح بیان کنیم .  

بیشتر موسسات آموزشی فن بیان ، دوره های آموزشی را برای نحوه ی قواعد نگارش تجاری و غیره ارائه میکنند. 

به منظور افزایش سطح نگارش به کتب و منابع دبیرستانی خود مراجعه کنید . ممکن است خیلی ابتدایی باشد ولی اصولی ، قابل فهم ، سبک و بدون صرف هزینه اند. تجربیات آموزشی ثابت کرده است که این منابع در کسب مهارتهای اساسی نوشتاری بسیار موثر هستند. 

برای سرعت بیشتر جهت نیل به این هدف ، از یک کارشناس نگارش جهت نظارت بر یادگیری کمک بگیرید ، نوشتار های خود را با راهنمایی او ، اصلاح دوباره نویسی کنید .

از طریق اینترنت ، دوره های آموزشی جدید نگارش را پیدا کنید . برای مثال در موتورهای جستجو به دنبال عباراتی همچون ، " آموزش از راه دور " ،" نگارش" ، " دوره های آموزش از طریق اینترنت ".

شنوایی :

مهارت گوش دادن دقیق و گرفتن مطلب اصلی موضوع صحبت ، کلید اساسی ارتباط موفق کاری است . در ابتدا بهترین کار این است که در کمال دقت به صحبتهای طرف مقابل تمرکز کنید . به منظور ارتقاء مهارت های شنوایی خود از نوارهای صوتی و تصویری و یا کتاب های آموزشی معتبر به همراه نوار آن ، استفاده کنید . 

دیگران را در موضوع بحث و عقاید خود سهیم کنید و نظر آنها را جویا شوید :

در حین سخنرانی خود دیگران را در نظرات و عقایدتان سهیم کیند و توضیح دهید که چطور به این نتیجه رسیده اید . شاید مجبور شوید که بطور مختصر و در کمال آرامش از خود دفاع کنید . 

به دقت به نحوه ی معرفی دیگران درباره کار خود یا شرکتشان گوش دهید ولی در ارائه صحبتهای خود باید به رعایت اهداف و چهارچوب شرکت خود توجه کنید. 

روش دیگر برای تقویت مهارت گفتگو ، گوش دادن به مباحثاتی است که در رادیو انجام می شود ، دقت کنید که چطور کارشناسان و گوینده ها با مهارت دیگران را در بحث شرکت می دهدو در این بین از نظرات و عقایدشان نیز دفاع می کنند. شما نیز می توانید از طریق تلفن به عنوان مهمان ، در بحث اینگونه برنامه های رادیویی شرکت کنید و خود را امتحان کنید. 

با یک مربی و یا کارشناس تمرین کنید و از او بخواهید نظر خود را درباره ی نحوه بیان شما صادقانه بگوید . 

اغلب اوقات زمانی که نظر شما را در یک مبحث کاری می خواهند ، هول می شوید و نمی دانید چه باید بگویید ! اعتماد به نفس خود را حفظ کنید و با خونسردی کامل از تجربیات خود و آموخته هایتان استفاده کنید. شما دیگر می دانید چطور باید بحث را شروع کنید. 

نحوه ی ارتباطات شما همان بازتاب مهارت ، استعداد ، آمادگی و شخصیت شماست. 

بنابراین مطمئن باشید که هرگز از زمانی که صرف تقویت فن بیانتان کرده ا ید ، پشیمان نخواهید شد.







نوشته شده در تاریخ 1388/10/9 توسط Black Rose

حقیقت این است که بیشتر ما به دلخواه خود، مسیر زندگیمان را انتخاب نکرده ایم. بطور مثال، بعضی اشخاص تابع جریان زندگی هستند، مثل این که سوار بر قایقی بدون پارو در حرکتند و به هر جا که قایق آنها را می برد راضی هستند حتی اگر مقصد به میل آنها نباشد، در مورد شغلشان نیز آن راهی که دردسر کمتری دارد را انتخاب می کنند و ترجیح می دهند خیلی درگیر کارهای سخت نشوند!

 

مطمئنا" این که به امروز فکر کنیم و هیچ تصویری از آینده نداشته باشیم، آسان ترین راه است و با این تفکر ضعیف است که خیلی از افراد به اولین کاری که به آنها پیشنهاد می شود، تنها به صرف اینکه مشغول باشند، راضی هستند ولی حقیقت این است که ذاتا" هیچ لذتی از شغلشان نخواهند برد. اگر دقیق تر بنگریم در می یابیم که هر کدام از ما می توانیم با داشتن پارویی که همان اراده ما است به قایق زندگیمان مسیری دلخواه ببخشیم.

 

اساسا" ما می توانیم بهترین انتخاب را در تمامی زمینه ها داشته باشیم. شاید در مرحله اول دستیابی به آن غیرقابل باور باشد ولی به مرور زمان با کسب علوم و مهارتهای مربوطه در هر شغلی که اراده کنیم، موفق خواهیم شد و از آن شغل لذت خواهیم برد. در این جا به هفت گام جهت نزدیکی به یک زندگی ایده آل اشاره می کنیم :

 

1- حتی در تصمیم گیری های ساده و روزمره خود دقت و توجه لازم را به خرج دهید :

 

به فرض از ساده ترین مسئله مثل اینکه برای صبحانه دوست دارید چه میل کنید یا در مسائل کاری روزمره دقیقا" فکر کنید که در همان روز چه اقداماتی را می توانید جهت موفقیت بیشتر در آن روز اتخاذ کنید .اگر کاملا" توجه کنید می بینید که همین تصمیم گیری های روزمره است که رویاهای ما را به حقیقت تبدیل می کند، پس شروع خوبی است که از همین امروز به تک تک امور ریز دقت کنید.

 

2-به یاد داشته باشید که همواره برای انجام یک کار ، این شما هستید که راه آن را انتخاب می کنید  :

 

هر یک از وقایع زندگی ما به تنهایی از خود هویتی ندارند. در واقع طرز برخورد ما با حوادث زندگی است که به آنها شکل می دهد. اگر بر این تصور باشیم که هیچ چیزی تحت اراده ی ما نیست، خود به خود دید ما نسبت به زندگی بسته تر می شود. گاهی اوقات در موقعیتهایی قرار می گیریم که پذیرش یک مسئله برایمان آسان نیست و مجبوریم احتمالات دیگری را در نظر بگیریم. از قدرت ذهن خود برای راهکارهای دیگری برای حل این مسائل استفاده کنید. از این به بعد سعی کنید در این مواقع سریعا" عکس العمل نشان ندهید، بلکه چند لحظه ای تأمل کنید، فکر کنید که دوست دارید چطور این قضیه به میل شما تمام شود و بعد پاسخ صحیح را بیابید و به نتیجه ی دلخواه خود برسید.

 

3- بدانید که این انتخاب ها و طرز برخورد شما است که شخصیت شما را می سازد :

 

همواره به خاطر داشته باشید هر صبح که چشمهایتان را باز می کنید می توانید برای خودتان تصمیم گیری کنید. این شما هستید که می توانید خود را در حالتی دلخواه یا ناخوشایند قرار دهید. در سختی های زندگی، این شما هستید که می توانید قربانی باشید یا از این شکستها درس عبرت بگیرید. اگر کسی به شما اعتراضی کرد، یا می توانید براحتی اعتراض او را بپذیرید یا آنها را توجیه کنید.

 

همین تصمیم گیری های کوچک است که شخصیت و ماهیت شما را رقم می زند. همیشه با خود بگویید :" آیا واقعا" من همان کسی هستم که می خواهم ؟" و اگر نبودید ، همین حالا تصمیم بگیرید که خودتان جهت تغییر و حمایت از خودتان اقدام کنید تا همانی شود که می خواهید.

 

 4- تشخیص دهید و روی انتخاب خود تمرکز کنید :

 

آیا نیمه ی پر لیوان را می بینید یا نیمه خالی را ؟ آیا همیشه در هراسید که شکست بخورید بجای اینکه تمرکز خود را روی هدفتان بدهید؟ شما مختارید که کاملا" بروی هدف دلخواهتان در زندگی تمرکز کنید. از همین حالا این تمرکز را بصورت عادت تکرار کنید، آیا الگویی برای اجرای این روند در ذهن دارید؟

 

5- بدانید که برای گسترش محدوده ی زندگی، این خود شما هستید که حدود خود را رقم می زنید:

 

شما طبق توانایی های جسمی و شرایط خود می توانید حدود خود را انتخاب و بروی آن تمرکز کنید . شما می توانید بیشتر از تصوری که در باور خود دارید موفق باشید . نحوه انتخاب و اراده شما است که پایه زندگی شما را بنا کنید . محدودیت هایی را که اختیار شما را سلب کرده و مانعی برای نیل شما به نتیجه ای دلخواه به شمار می رند را تشخیص دهید ، سپس با تدبیراتی به موقع این محدودیتها را از بین ببرید .

 

6- تمرین و ممارست را فراموش نکنید.

 

مهارتهای خود را با تمرین های متوالی تقویت کنید . با اخذ تصمیم گیری های هر چند کوچک زمینه را برای انتخاب های بزرگ فراهم آورید. فرصت ها را بشناسید تا با اراده و تصمیم های اختیاری خود به نتیجه ی مطلوب دست یابید.

 

7- این که بخواهید که تصمیم بگیرید خود شروعی برای اخذ هر تصمیم دیگر است.

 

شما این توانایی را دارید که مسیر زندگی خود را تغییر دهید. در مرحله اول برای این تغییر تصمیم بگیرید، از همان شروع بدانید که شما می توانید مسئول تمام تصمیم گیری های خود  باشید. اجازه ندهید که زندگی برای شما تصمیم بگیرد. از هم اکنون  اختیار تصمیم گیری های خود را برای رسیدن به اهداف زندگی خود در آینده ، در دست بگیرید . یکی از روانشناسان مشهور به نام carl Jung می گوید : "من آن چیزی نیستم که برای من اتفاق می افتد بلکه همان هستم که خود می خواهم باشم "

 




نوشته شده در تاریخ 1388/10/9 توسط Black Rose

در عصر امروز، اغلب ما با اطرافیان خود رابطه ای دوستانه و گاه صمیمی برقرار می کنیم. برخی مواقع به آن ها اطمینان می کنیم و مسایل شخصی زندگیمان را برایشان بازگو می کنیم و حتی اولویت هایی برایشان قائل می شویم یا امکاناتی در اختیارشان قرار می دهیم، با آن ها به گردش و تفریح می رویم و رفت و آمد خانوادگی برقرار می کنیم.

دلیل تمام این اعتمادها و محبت ها این است که ما نسبت به آن ها احساس نزدیکی، صمیمیت و رفاقت می کنیم، اما تا به حال به این موضوع فکر کرده اید که رفاقت و دوستی هم مشخصه هایی دارد؟ البته این مشخصه ها به صورت رسمی گردآوری و تدوین نشده و در آداب اجتماعی چندان مورد توجه قرار نمی گیرد اما نکاتی هست که معمولا در رابطه های کاملا صمیمی و دوستانه بیشتر به چشم می خورد و احساس می شود شاید همین جزییات کوچک است که یک رابطه معمولی را به یک رابطه دوستانه و صمیمی تبدیل می کند!

مشخصه های دوستی واقعی

-       دوستان معمولی تنها به صورت اتفاقی و اجباری، مانند حضور در محل کار یا دانشگاه و... یکدیگر را ملاقات می کنند اما دوستان واقعی هرگاه که فرصت یابند در کنار یکدیگر خواهند بود.

-       دوستان معمولی حتی اسم پدر و مادر یکدیگر را نمی دانند اما دوستان واقعی شماره تلفن آن ها را هم در اختیار دارند.

-       یک دوست معمولی در میهمانی های شما هدیه می آورد و خیلی رسمی برخورد می کند اما یک دوست واقعی زودتر می آید تا در انجام کارهای میهمانی به شما کمک کند و دیرتر می رود تا همه چیز را سروسامان دهد.

-       دوستان واقعی مرتبا با یکدیگر تلفنی صحبت می کنند اما دوستان معمولی هرگاه که کاری با همدیگر داشته باشند، تماس می گیرند.

-       دوست معمولی سعی می کند از مشکلات شما باخبر شود اما دوست واقعی تلاش می کند تا مشکل شما را حل نماید.

-       دوستان واقعی در غیاب یکدیگر حامی و مدافع هم هستند اما دوستان معمولی در غیاب طرف مقابل از او بدگویی می کنند.

-       یک دوست معمولی ضعف های شما را نادیده می گیرد اما دوست واقعی سعی بر رفع آن ها دارد.

-       دوستان معمولی وقتی بینشان بحثب پیش بیاید، رابطه شان را تمام شده می دانند یا ارتباطشان کم تر می شود اما دوستان واقعی بعد از یک دعوا به همدیگر تماس می گیرند.

-       یک دوست واقعی ناموس، فرزند یا والدین شما را مانند نزدیکان و نوامیس خود می داند اما دوست معمولی چنین احساسی ندارد.

-       دوستان معمولی همیشه از یکدیگر انتظار دارند اما دوستان واقعی خواهان این هستند که دیگری روی کمک آن ها حساب کند.

-       دوست معمولی کم تر از شما قدرشناسی می کند اما دوست واقعی همیشه خود را مدیون شما می داند.

-       یک دوست معمولی تمایلی به شنیدن توانایی ها و موفقیت های شما ندارد اما دوست واقعی خوبی ها و موفقیت های شما را برای دیگران تعریف و به آن ها افتخار می کند.

-       دوست واقعی وقتی دلگیر است به شما تماس می گیرد اما در چنین مواقعی دوست معمولی از شنیدن صدای شما بیزار است.

-       دوست واقعی برای رفع نگرانی ها و مشکلات شما از منافع خود می گذرد اما دوست معمولی سعی دارد از منافع شما سود ببرد.

-       دوست واقعی در غیاب شما مشکلاتتان را حل می کند اما دوست معمولی نسبت به آن ها بی تفاوت است.

-       دوست واقعی آبروی شما را حفظ می کند اما دوست معمولی تنها به فکر لذت خویش است.

-       هنگامی که شما بیراهه می روید دوست معمولی کم تر به شما گوشزد می کند اما دوست واقعی به شما سیلی هم می زند.    

-       دوست معمولی تمایلی به درک خواسته های شما ندارد اما دوست واقعی همه چیز را درک می کند.

-       دوست معمولی هزینه ها را به گردن شما می اندازد اما دوست واقعی تمام هزینه ها را گردن می گیرد.

-       دوست معمولی کم تر برای شما وقت می گذارد اما دوست واقعی از این کار لذت می برد.

-       دوست واقعی همیشه با شما یک گونه رفتار می کند اما دوست معمولی بسته به شرایط و موقعیت رفتارش با شما تغییر می کند.

-       دوست واقعی به شما دروغ نمی گوید.

-       وقتی در بیمارستان بستری هستید یک دوست معمولی به ملاقات شما می آید اما دوست واقعی کنار شما می ماند.

با شناخت این موارد بهتر می توان نوع رابطه دوستی با دیگران را تعیین کرد، بهتر است هرگونه که طرف مقابل می پسندد با او رفتار کنید تا ارتباطی بهتر و طولانی تر داشته باشید.




نوشته شده در تاریخ 1388/09/29 توسط Black Rose
حالا وقت این است که نیم نگاهی به اراده خود در قدرت بیان خود ، بیندازیم .

انتقال مفهوم گفت و گوی خود ، بستگی به اراده ما دارد ، پس در ابتدا با اراده به انجام آن در ذهن، قدم اول را بر می داریم . تصمیمات، به ما کمک می کنند تا کنترل بیشتری بر اوضاع زندگی خود داشته باشیم.

تعریف روزمره اراده :" داشتن یک تصور از چیزی که به ذهن برای رسیدن به آن هدف جهت می بخشد ". اراده ای ضعیف ، باعث می شود گاهی وقتها بدون هیچ هدفی سردرگم بمانیم . اما در این وقت است که تمام نیروهای اطراف ، ما را به آسان ترین و نزدیک ترین مسیر هدایت می کنند. بطور مثال : من اراده می کنم و با اطمینان می دانم  که براحتی می توانم منظور خود را در یک گفت و گو ، بدون ترس و ابهام انتقال دهم و نتایج و در ادامه نحوه عکس العمل ها و نتایج مربوط به این بحث را در ذهن خود نقش می بندم .

برخی معتقدند ، در این دنیای امروزی دیگر جایی برای اراده و رویاهای ما نیست . رسانه ها و بیشتر جامعه نیز میگویند :" در حال حاضر باید واقع گرا بود ". باید بدانیم بدون اراده و رویاها ،ما همین زندگی حقیقی کنونی را داریم . واقعیت چیز بدی نیست . ما مجبوریم نحوه زندگی و نیل به اهداف خود را طبق امکانات موجود انتخاب کنیم . سرلوحه هدف ما " واقعیت " و " واقع گرایی" است و در اینجاست که واقع گرایی هزینه ای را در بر دارد و آن ، سلب احساسات ، اشتیاق و امیدها و رویاها و حذف اراده ما است .

در این دنیای نامعلوم و پیچیده ، آیا فرصتی می ماند که انسان ، در قدم اول ، به رویاهای خود فکر کند ؟ شما می توانید قبل از شروع هر روز تصور آن روز را در ذهن خود القاء کنید .بطور مثال ، تصور کنیم که ؛ دوست داریم بیشتر کار کنیم یا کمتر ، یا به شغل یا موقعیت جدید دست پیدا کنیم ، به سلامتی یا تناسب اندام دلخواه می رسیم ، و یا به این فکر کنیم که وقت بیشتری را برای کسی که دوستش داریم بگذاریم و یا تنها باشیم ! البته که همیشه اراده و رویاهای ما در جهت مخالف درگیریها و نارضایتی های موجود در زندگی حرکت می کند ، ما برآنیم تا به یک آرامش دلخواه برسیم.  

Bessie در سن هفتاد سالگی تصمیم می گیرد که یک عکاس معروف بشود . خیلی ها عقیده داشتند که او بیش از حد پیر است و به هدف خود نمی رسد. او در یک مسابقه عکاسی شرکت کرد و اولین جایزه خود به مبلغ 10000 دلار دریافت کرد . کمپانی Kodak عکسی را که او بخاطرش جایزه دریافت نموده بود را در سرتاسر جهان پخش کرد. وی چنین می گفت :" برای تحقق یک رویا هیچگاه دیر نیست "

بله ! بیشتر مردم در ذهن خود رویاهای مختلف را می پرورانند . مانند ؛ ازدواج و بچه دار شدن ، تغییر شغل یا موقعیت اجتماعی ، نویسندگی ، کاستن وزن و یا مهاجرت به یک کشور دیگر . با داشتن اراده و تصور رویاهایمان ، در اینجا ما به منظور تحقق و اثبات آن تلاش می کنیم و در نهایت اتفاقات جالبی رخ می دهد ! اراده و خواستن ،  قدرت مقاومت در مقابل ناملایمات را نیز می دهد . همچنین قدرت تخیل باعث افزایش صبر و شکیبایی ما را در مواقع سختی و گرفتاری افزون میکند، بطور مثال ، من اخیرا" خانه خود را بازسازی کردم ، در ابتدا فقط قصد داشتم یک حمام اضافی بگذارم ولی درکمال تعجب ، به نظرمیرسید  این خانه قدیمی (ولی دوست داشتنی ) بیشتر از اینها کار دارد و به دنبال استهلاک آن، به نظر رسید که تمامی خانه باید بازسازی شود. من در ابتدا اراده کردم که این کار را بکنم و همان زمان بازسازی همان جا با همان نشاط همیشگی اقامت کنم ! اوایل خیلی آسان نبود ولی اراده قوی من باعث شد با خونسردی کامل بازسازی خود را به پایان برسانم و در آخر چقدر لذت بخش بود. داشتن اراده ای قوی در ارتباطات و مسائل اجتماع و یا حتی در سطح جهانی نیز بسیار کارآمد است  ، بطور مثال :

  • صبح قبل از اینکه از تختخواب خود پایین بیایید ، تصمیم بگیرد  روز خوب و مفیدی را داشته باشید.
  • قبل از خروج از خانه تصمیم بگیرید که با خانواده یا هم اتاقی خود ، وقت بیشتری را بگذارنید .
  • قبل از روشن کردن اتومبیلتان ، تصمیم بگیرید که با احتیاط بیشتری رانندگی کنید.
  • قبل از اینکه وارد محل کارتان شوید ، اراده کنید تا امروز نکته ای باارزش و جدیدتر یاد بگیرید.
  • قبل از اینکه جلسه شروع شود ، می توانید تصمیم بگیرید که در آن جا آرامتر و با متانت بیشتری حضور پیدا کنید.  

اولین اقدامات :

1-     نیت دلخواه خود را انتخاب و روی کاغذی یادداشت کنید.

2-     تصمیم خود را با کسی در میان بگذارید که بتواند در رسیدن شما به هدفتان کمک حالتان باشد.

3-     از همین امروز برای به تحقق در آوردن تصمیم و رویای خود شروع کنید.

4-     ابتدا مطمئن شوید که اولین گام از رویاهایتان تحقق پیدا کرده و بعد از آن مرحله بعدی را  آغاز کنید.

با اراده ای قوی  و تصور آن ، برای دیگران روشن کرده اید که هدف شما چیست ، از هم اکنون عزم خود را جزم کنید تا با جدیت به روهایتان تحقق بخشید.




نوشته شده در تاریخ 1388/09/29 توسط Black Rose
(تعداد کل صفحات:3)      [ 1 ]   [ 2 ]   [ 3 ]  

قالب وبلاگ

سیستم افزایش آمار مجیک